امروز 13 شهريور ماه ، 1389
 






شنبه، 12 تير ماه ، 1389   چاپ مطلب
کد خبر: 1334

گزيده سرمقاله برخي از روزنامه هاي صبح امروز كشور

برخي روزنامه هاي صبح امروز سرمقاله هاي خود را به موضوعات زير اختصاص دادند.



* تهران امروز

روزنامه تهران امروز در يادداشت خود با عنوان "خودتحريمي در صنعت را پايان دهيم "به قلم بهروز صادقي آورده است:‏ در شرايطي كه دشمنان قسم خورده كشورمان سعي دارند با تحريم‌هاي يك‌جانبه اقتصاد كشور را با مشكل مواجه كنند، بايد دريابيم كه بهترين راه براي براي برون‌رفت از اين تحريم‌ها، كمك به چرخش صنعت و توليد ملي است. هرچند كه تحريم‌ها كارساز نخواهند بود و حتي موجب رسيدن به دستاوردهايي در صنعت كشور مي‌شود اما اگر در داخل كشور خودتحريمي را براي صنعت در پيش بگيريم به سياست‌هاي تحريمي كمك خواهد شد و آب به آسياب دشمن خواهيم ريخت.
امروز براي كمك به صنعت كشور، بيش از گذشته نياز به تدوين يك بسته پشتيباني مشخص براي حمايت از واحدهاي توليدي بخش خصوصي احساس مي‌شود. در اين شرايط نگاه سيستم بانكي و مالي به صنعت بايد تغيير كند. نگاهي كه متاسفانه در دو سال اخير به‌وجود آمده است و همچنان ادامه دارد، موجب كم‌رونقي توليد در كشور شده است. تصميم‌گيران در اين زمينه بايد بدانند كه اين نگاه به نفع توليد نيست. موضوع ديگر اين است كه فضاي كسب و كار در كشور بايد تغيير كند تا بتوانيم با بهبود فضاي كسب و كار به رونق اقتصادي برسيم. اصلاح اين موارد به همراه موضوعات مهم ديگر نياز به تدوين بسته حمايتي درست و مشخص با كمك كارشناسان بخش خصوصي را اثبات مي‌كند. در اين شرايط است كه مي‌توانيم به نجات واحدهاي توليدي از بحران اميدوار باشيم. مردم ما و صنعتگران ما زماني كه قرار بود در جبهه‌ها به عنوان سرباز و رزمنده‌اي دلاور از كشور دفاع كنند، از اين كار دست نكشيدند. امروز هم كه عرصه توليد و كارخانه‌ها به عنوان جبهه مشخص دشمن قرار گرفته است، توليدكنندگان همچون هشت سال دفاع مقدس، در اين جبهه جانفشاني مي‌كنند.
چرخش اقتصاد سرعت خواهد يافت به شرط آن‌كه دولت و همه تصميم‌گيران صنعتي كشور بپذيرند كه اين بخش عظيم نيازمند حمايت و آشكار شدن مسير آينده است.در طول چند سال گذشته و در شرايط بحران اقتصادي جهان از ميان 135 كشور جزو نادرترين كشورها بوديم كه هيچ حمايت مالي از توليد نصيبمان نشد. و دولت در اين زمينه اقدامي صورت نداد و توليدكنندگان در توفان حوادث تنها ماندند. در شرايط امروز هم شاهد مشكلات تحريم هستيم. اگر در اين صورت دست به دست هم دهيم رونق شكل خواهد گرفت. به شرط آن‌كه با تدوين بسته حمايتي دقيق از توليد داخل و اجراي آن نگاه فرهنگي به توليد داخلي و نگاه فرهنگي به مصرف توليد داخل در كشور نهادينه شود. اين بسته مي‌تواند مشكلاتي كه در طول چند سال اخير براي صنعت كشور بروز يافته است را حل و فصل كند.اتاق بازرگاني ايران نيز براي برون رفت از اين مشكلات دو طرح را پيشنهاد كرده است كه كار كارشناسي دقيقي روي آن‌ها انجام شده است. طرح برون‌رفت از تحريم بانكي كه پس از شش قفله شدن خزانه بانك مركزي در زمان رياست آقاي مظاهري رخ داد، را آماده كرديم چراكه معتقديم كمك به نقدينگي بنگاه‌ها اولين قدم براي بهبود شرايط است. پيشنهاد بعدي اتاق، خريد دين سرمايه در گردش توسط بانك مركزي است كه تشريح آن در اين مرقومه نمي‌گنجد.مشكل ديگري كه انتظار رفع آن را داريم، نرخ سود بانكي است. طي چند سال گذشته به بهانه افزايش نرخ تورم، بانك‌ها عملا نرخ بهره بانكي را بالا بردند. در حال حاضر به غير از بانك صنعت و معدن هيچ بانك ديگري تسهيلات با سود 12 درصد ارائه نمي‌كند. امروز در شرايطي كه نرخ تورم تك رقمي اعلام شده است انتظار اين است كه بر اساس همان فرمول گذشته، نرخ سود بانكي پايين بيايد. در حالي كه نرخ سود 26 تا 30 درصد كه امروز توسط بانك‌ها اجرا مي‌شود، نه براي بانك‌هاي ما توليد ثروت مي‌كند نه براي صنعت چرخش توليد.لازم به تاكيد است كه امروز بايد كشور با يك حركت درست و منطقي تصميم بگيرد كه مي‌خواهد منافع ملي را سرلوحه قرار دهد يا منافع بخشي. قطعا منافع بخشي نمي‌تواند كارساز باشد و مشكلات عمومي را برطرف كند. پس بايد با سياست‌گذاري حساب‌شده نقشه راه توليد را در يك بسته پيشنهادي كارشناسي شده، ترسيم كرد تا در شرايط تحريم‌هاي جهاني، بتوانيم خود را از خودتحريمي نجات دهيم.
*رئيس كميسيون صنعت اتاق بازرگاني ايران

* ابتكار

روزنامه ابتكار درنگاه ويژه خود با عنوان "بازي با حاصل جمع صفر "به قلم محمدعلي وكيلي آورده است:‏ در خبرها آمده بود كه شاه عربستان در ديدار وزير دفاع فرانسه گفته است كه ايران لياقت موجوديت ندارد در اينجا بناي تحليل تاريخي در خصوص اينكه ايران لياقت موجوديت ندارد يا عربستان؟ را ندارم كه بر اساس شاخص‌ها راي هر منصفي روشن است اما به همين بهانه با مرور كانون‌هاي اختلاف ايران و عربستان روشن خواهد شد كه كدامين لياقت بودن را دارند و كدامين محكوم به حذف از تاريخ هستند؟
ايران و عربستان درپايان سومين دهه از مناسبات خود پس از انقلاب، بار ديگر با شرايط تازه‌اي مواجه شده اند اكنون شرايط به گونه‌اي گرديده است كه در بحران‌هاي موجود منطقه مي‌توان جبهه گيري اين دو كشور را مشاهده كرد و شرايط رقابت‌هاي منطقه‌اي بين تهران -رياض به حالت « بازي با حاصل جمع صفر»درآمده است
يعني در هرجا كه تهران احساس پيروزي مي‌كند،رياض احساس شكست مي‌كند.برغم وجود پتانسيل منافع مشترك اما همواره تلقي‌هاي متفاوت و نوع نگاه خاص دولتمردان عربستان موجب سياست‌هاي تقابلي گرديده است.
حاكميت سلفي‌ها و وهابيون افراطي بر اين كشور و قرائت طالباني آنان از اسلام دليل اصلي برداشت‌هاي متفاوت مي‌باشد.
نقش‌هاي تاريخي و كاركردهاي اين دو كشور در جهان اسلام زمينه تقابل را تشديد كرده است.ايران بعد از انقلاب به مُدلي از اسلام براي الگوبرداري و صدور آن به جهان تبديل گرديده است. مدل اسلام ايراني –انقلابي با اسلام وهابيت در تضاد كامل است در طول سه دهه گذشته بارها شاهد رويارويي اين دو مدل اسلام بوده ايم. امروز هم در نتيجه تضاد در تلقي‌ها تفاوت در كاركردهاي منطقه‌اي و جهاني براي اين دو كشور پيش آمده است.
1- فلسطين : ايران بعد از انقلاب اسلامي سياست خود را حمايت از جريان جهاد و بر اساس سياست سازش نا پذيري در برابر رژيم اسرائيل قرار داده است و فلسطين به خاك ريز اول در جنگ منطقه‌اي با اسرائيل و آمريكا تبديل شد
گروه حماس به عنوان جهادي ترين گروه در فلسطين مورد حمايت ايران قرار گرفت اما سياست عربستان در فلسطين بر پايه سازش و حمايت از طرح‌هاي صلح در خاور ميانه منطبق بوده است ودر نتيجه جريانات سازشكار فلسطين از قبيل تشكيلات خود گردان مورد حمايت اين كشور بوده است .
هر گاه جريان جهاد گر و سازش ناپذير د رفلسطين موفقيت كسب كرد به منزله پيروزي ايران بوده است.
و در مقابل عربستان احساس شكست داشته است چنانچه در جنگ غزه اين موضوع به وضوح قابل مشاده بود
2 - لبنان : اين كشور يكي ديگر از عرصه‌هاي تعارض سياست ايران و عربستان است عربستان در اين كشور همچون فلسطين خود را حامي خط سازش مي‌داند و ايران در نقطه مقابل حامي جريان جهادي از جمله حزب ا... مي‌باشد صف آرايي ايران و عربستان در لبنان باعث شد پيروزي حزب الله در جنگ 33 روزه عامل احساس حقارت عميق سعودي‌ها گرديد و هر چه پيروزي حزب ا... باعث شيريني كام مردم منطقه بود در مقابل عامل احساس شكست ديگري از عربستان بحساب مي‌آمد .
3- عراق : عراق كشوري بود كه بخاطر تاثير گذاري بر جهان عرب در جنگ هشت ساله عليه ايران به عنوان خاك ريز جهان عرب عليه ايران مورد حمايت عربستان بود .
اما تحولات پيش آمده در اين كشور و تغيير ساختار قدرت از حاكميت سني به حكومت شيعي عرصه ديگر شكست‌هاي سعودي‌ها را رقم زد . بعد از فروپاشي دولت بعثي صدام و فراهم آمدن امكان انتخاب براي مردم اين كشور،دولت سعودي بيشترين منابع مالي را به منظور جلو گيري از به قدرت رسيدن جريان شيعه به انجام رساند اما روند تحولات شكست ديگري در پرونده سياست رقابتي آن كشور با ايران را رقم زد و اكنون نوار پيروزي‌هاي ايران از فلسطين ولبنان تا عراق را شامل مي‌شود .
4- افغانستان : يكي ديگر از ميدانهاي مصاف اسلام ايراني و اسلام سعودي، افغانستان است .
دولت سعودي پس از فروپاشي شوروي تلاش كرد با تربيت طالبان و صرف هزينه‌هاي بيشمار مدل اسلام طالباني را در همسايه شرقي ايران حاكم نمايد و از اين طريق براي خود عمق استراتژيك ايجاد نمايد اما اين تير هم به سنگ خورد يازده سپتامبر باعث گرديد كه تمام تلاش عربستان در افغانستان به باد رود.سقوط طالبان و تنفر از طالبانيسم در منطقه و جهان موجب محبوبيت روز افزون اسلام ايراني شد .
به هر روي رقابت و خصومت عربستان با ايران اسلامي در كانون‌هاي مختلف به نفع ايران و به ضرر اين كشور بوده است جالب است كه دولتمردان عربستان همواره خواسته اند از طريق دشمني با ايران براي خود در منطقه كسب وجهه نمايند و به اصطلاح با سياست موازنه براي خود نقش تعريف كنند ولي بررسيها نشان مي‌دهد كه اين كشور توان هماوردي با ايران را نخواهد داشت شكست‌هاي پياپي اين كشور در مصاف با ايران باعث انتخاب سياست ايران هراسي شده است به گونه‌اي كه امروز سياست مداران عربستان علمدار سياست ايران هراسي شده اند .
سياستي كه دكترين منطقه‌اي دولت آمريكا را تشكيل مي‌دهد اين سياست همچون ديگر سياست‌ها محكوم به شكست است .نتيجه اينكه مطالعه پرونده روابط ايران و عربستان و نقش و جايگاه اين دو كشور در منطقه و جهان و واقعيت‌هاي عيني و تحولات پيش آمده حكايت از آن دارد كه كشور ايران نه فقط لياقت موجوديت دارد كه هر روز بر لياقت جهاني و منطقه‌اي او افزوده مي‌شود و بر اساس فرمول “ بازي با حاصل جمع صفر” آن كه بر لياقت موجوديتش كاسته مي‌شود دولت تروريسم پرور و متحجر و عقب مانده عربستان است.جالب است كه دشمنان ايران و دوستان عربستان هم به اين واقعيت اذعان دارند بنابراين حرف ملك عبدا... كه ايران لياقت موجوديت ندارد يك جك تاريخي است كه البته زبان حال خود است.

* رسالت

روزنامه رسالت در سرمقاله امروز خود با عنوان "مردي كه در حرم نفس مي كشد " به قلم امير عاملي آورده است:
خيز تا بر كلك آن نقاش جان افشان كنيم
كاين همه نقش عجب در گردش پرگار داشت
(حافظ)
-برشي از يك برداشت از استاد نقاش تحت تاثير جاودان اثر “عصر عاشورا” -
استاد محمود فرشچيان هنرمندي نژاده است كه از تعريف چون مني مستغني است اما چكنم كه رسالت توصيف هنرمندي چنين دست از سر قلمم بر نمي دارد و بر آن است كه آنچه در ذهن مي گذرد را به زبان نثر ترجمه كند.
استاد، نقاشي اصفهاني الاصل است كه در دل عاشقان و عارفان مسكن گزيده؛ او با گردش هر قلم جلوه اي از جلوات الله جميل را بر ملا مي كند. نقشبند عصر عاشورا به فتواي عشق همين سلطاني است كه هر جا خيمه زد بي گمان آن مملكت بر وي مقرر مي شود برشي از بعد از ظهر آتش و عطش را ثبت مي كند و با اين اثر ماندگار، خود را سرير نشين دل شيفتگان مي نمايد. فرشچيان در اين تابلو فضايي را تصوير مي كند كه آفرينش را تداعي نموده. چگونه است كه اجزاي جداگانه تابلو با تمام حزن و اندوه، طرب مي انگيزد. زن غمگين، اسب تير خورده، كبوتر زخمي ... اما وقتي تلفيق مي شوند فقط خلق زيبايي مي كنند. به به! تابلوي استاد به ماندگاري عاشورا ماندگار خواهد شد. استاد در عرش ره مي سپارد بي قيل و قال شور و حال مي آفريند او ضامن آهو را به تصوير مي كشد و راضي نمي شود، مجددا در اثري ديگر راه نوراني خود را ادامه مي دهد. به راستي وقتي هنرمند خود را به درياي معرفت ائمه اطهار متصل مي كند، ماندگار و جاودان مي شود ديگر در ظرف زمان نمي گنجد و اين اسلام عزيز است كه از حافظ صداي معرفت، از سعدي نواي عشق، از ميرعماد صرير عدالت و از فرشچيان جهاني خلق مي كند. چون هنرمند اكسير دين را درك كرد دعايش درگير مي شود و بدون شهوت شهرت خواهي به جاودانگي پيوند مي خورد و مي ماند بي آنكه ماندگاري را گدايي كند ماندگارمي شود. فرشچيان سخن فردوسي را كه فرمود:
هنر نزد ايرانيان است و بس
بگيرند شير ژيان را به م#س­
به اثبات مي رساند قباي اطلس او از هنر عاري نيست و طالبش قلندران طريقت هستند. هنرش مردمي است و مرامش راستي؛ او كژي وكاستي را بر نمي تابد و به درستي
هنر مردمي باشد و راستي
ز كژي بود كمي و كاستي
از او نام نيكو مي ماند كه سعدي عليه الرحمه خوش سرود:
نام نيكو گر بماند ز آدمي
به كز او ماند سراي زرنگار
در جايي سعدي مي فرمايد:
هنر بنماي اگر داري نه گوهر
گل از خار است و ابراهيم از آزر
او قول ابن يمين را به ظهور مي رساند و در جستجوي هنر جهان معني را مي گردد تا به هر حيلتي به دست آورد و جاوداني مي شود.
اي دل به جستجوي هنر در جهان بگرد
باشد كه آوريش به هر حيلتي به دست
دست شفايافته نقاش نقش اميد مي زند و حاصلش بخت سعيد مي شود. پيشاني بلند قلمش تومار آفتاب است و الحق شاد بودن هنر و شاد كردن هنري است والاتر. چشم از ديدن نقشبندي استاد به طرب بر مي خيزد و در سماعي به وجد مي آيد. او در عصر عاشورا به تونل تاريخ مي رود و خوب مي بيند هنرمند نظاره مي كند و گوش مردم به اوست چنان كه شيخ اجل سعدي شيرازي فرمايد: من چشم بر تو و دگران گوش بر منند
فرخي سيستاني چه زيبا مي سرايد:
شرف و قيمت و قدر توبه فضل و هنر است
نه به ديدار و به دينار به سود و به زيان
استاد فرشچيان فارغ از سود و زيان فضل و هنر را يك جا دارد.
و چقدر كم دارد كسي كه هنر دارد ولي فضل ندارد، معرفت ندارد.
سوزني سمرقندي حرف را تمام مي كند و مي گويد:
اندر جهان چوبي هنري عيب و عار نيست
با فخر و با هنر زي و بي عيب و عار باش
آنچه بزرگان در باب هنر داد سخن داده اند در كلك سحرانگيز استاد متجلي است با اين همه او را صفاي باطن جاودانه مي كند نه فقط دانستن فن. خداي بزرگ آن صورتگر ماهر بي علت و آلت نقش ها بسته است تا اشرف مخلوقات- آدم- جلوه اي از جلوات او را نقش بزند.
قاآني شيرازي مي گويد:
كيست آن صورتگر ماهر كه بي تقليد غير
اين همه صورت برد بي علت و آلت به كار
اما به مقبولي كسي را دسترس نيست
قبول خاطر اندر دست كس نيست
بسا نيكو رخ شيرين شمايل
كه سويش طبع مردم نيست مايل
چرا طبع مردم به استاد فرشچيان مايل مي شود آيا همه اش فهم و درك آثار گرانسنگ اوست يا - آني- دارد همان كه حافظ گفت: بنده ساقي حسنيم كه آ ني دارد.
اين - آن- همان نمك است كه درك مي شود ولي قابل وصف نيست. نمكي كه خدا به كلك ساحر استاد داده است. عنايتي است كه به هر كس نمي شود و اگر نشود طبع مردم به سويش تمايل پيدا نمي كند. نيكو رخ است، شيرين شمايل است اما مقبول نيست چون عنايت نشده ولي استاد اجر صبري كه از آن شاخه نباتش دادند مقبولي خاص وعام است. يك استاد دانشگاه، يك كشاورز، يك كاسب و يك دانشمند در مقابل اثر استاد زانوي ادب مي زند و استاد را قدر مي داند و به صدر مي نشاند.
واكاوي و كنكاش اين عنايت الهي به ضمير پاك و افلاكي استاد نقاش بر مي گردد. او در حرم علي بن موسي الرضا (ع) به سماع بر مي خيزد درستي دستش را از امام مي گيرد. نمك و - آن - قلمش ريشه در آسمان دارد ريشه در ابر دارد و انديشه تابناكش به سوي مبدا قد مي كشد و نيلوفرانه دور ستارگان مي پيچد.
استاد هنرمندي مذهبي است و مذهبش هنر است. اصالتش زير دست و پاي مدرنيته و پست مدرن نمي ماند. ذهنش آن قدر شلوغ نيست كه خود را گم كند. او اصالت دارد به غيب و قرآن ايمان دارد.
استاد معني“اينما تولوافثم وجه الله” را مي داند.
او همچون باباطاهر به هر جا بنگرد روي معشوق و معبود ازلي را مي بيند. در يك كلام باورهاي مذهبي و ملي نام و نشانش را جاودانه كرده است. هميشه در حرم نفس مي كشد و معني احترام به حرم و حرم محترم را درك كرده است. قطره درياست اگر با درياست و اگر انسان اين اشرف مخلوقات به درياي معبود متصل شود بي آنكه حرص جاودانگي، حواسش را پرت كند جاودان مي شود. جاودانگي آرزوي هر آدم است از آن كه بر پوست درخت نام خود را حك مي كند. سرباز اعزامي از ... تا آن كه مي سرايد، مي گويد، مي سازد اما رمز ماندگاري در آثار استاد محمود فرشچيان اتصال او به درياي ابد و ازل است او نقش آفرين الله و جميل و همنفس يحب جمال است.
مي سازد و مي زند زمينم
تابتگر خويش را نبينم
اين ساختن و شكستن از چيست؟
وامانده عشق اين چنينم
استاد فرشچيان به قلب ايرانيان هنرمند و هنرمندان ايراني راه يافته است و هرگز از دل نخواهد رفت. مگر آثار او فراموش شود؟ كه: “از دل نرود هر آنچه از ديده برفت”
او بي قيل و قال با خداي خود حال مي كند و خوشا او كه موجب افتخار خالق است كه به بندگان خود بگويد اين هم معني احسن الخالقين. فتبارك الله، براي استاد عمري به بلنداي آفتاب و سلامتي اي به سلامتي آسمان و ستارگان مسئلت داريم.
اميد كه صبح محشر عصر عاشورا دست هنرورش را بگيرد و قول سعدي “هرگز نميرد آن كه دلش زنده شد به عشق” در مورد استاد صادق باشد.
زنده باد او و هر نقش كه مي زند

* كيهان

روزنامه كيهان در يادداشت روز خود با عنوان "فتنه افيوني! " به قلم حسام الدين برومند آورده است:رويكرد دشمنان قسم خورده نظام جمهوري اسلامي سالهاست كه به سمت و سويي غير از گزينه نظامي متمركز شده و از آن به عنوان «جنگ نرم» ياد مي شود اما فتنه سال گذشته روشن تر از پيش ابعاد اين جنگ نرم را به تصوير كشاند.
ائتلاف گروهك هاي ضدانقلاب، سلطنت طلب ها، منافقين، بهايي ها، سكولارها، تروريست ها و... كه از حمايت همه جانبه نظام سلطه در رويارويي با ايران اسلامي برخوردار بودند نشان داد كه جريان استكبار و دنباله هاي بيروني و داخلي آن تنها به دنبال تضعيف ساختار نظام جمهوري اسلامي هستند تا به زعم خودشان تغيير رژيم در ايران را عملياتي كنند. آرزويي كه در تحقق آن ناكام ماندند و امروز پس از آنكه مردم در 9 دي و 22 بهمن با مشاركت دهها ميليوني «مرگ فتنه» را اعلام كردند مديريت بيروني فتنه عجزآلود به اين مسئله اعتراف دارد كه در به سرانجام رساندن فتنه شكست خورده و توانمندي و اقتدار ايران بيش از گذشته در منطقه و عرصه بين المللي افزايش يافته است تا جايي كه فريد زكريا سردبير مجله نيوزويك و از مشاوران ارشد دولت اوباما، همين اواخر در واشنگتن پست مي نويسد: «توهم انقلاب مخملي در ايران نظير اروپاي شرقي اشتباه است، من از حاميان جنبش سبز هستم اما فكر نمي كنم اين جريان مي توانست از پس سرنگوني جمهوري اسلامي برآيد... جمهوري اسلامي هم پشتوانه مذهبي و هم پشتوانه ملي مردم را با خود دارد.»
جالب اينجاست كه مجله آمريكايي «فوربس» نيز هفته گذشته طي تحليلي به آرزوها و روياهاي خود پرداخت و در كمال ضعف و ناتواني و با اين خيال خام كه چقدر خوب مي شد تغيير رژيم در ايران محقق مي گشت! نوشت؛ «تصورش را بكنيد تغيير رژيم در ايران چه تحولاتي را براي ما آمريكايي ها در دنيا بوجود مي آورد»!
نمونه ها و كدها درباره استيصال و سردرگمي دشمنان تابلودار نظام بخصوص آمريكايي ها و صهيونيست ها در رويارويي با نظام جمهوري اسلامي ايران فراوان است و موارد اشاره شده تنها مشتي از خروارها و اندكي از بسيارها است.
اما آنچه كه از فتنه 88 بايد آموخت اين است كه علي رغم ناكامي دشمنان در اجرايي كردن اهدافي كه براي آن ماهها و سال ها طرح ريزي و برنامه ريزي كرده بودند خط دشمني آنها عليه جمهوري اسلامي ادامه خواهد داشت و از هر شيوه و تاكتيكي استفاده خواهند كرد.
در اين ميان در پهنه و گستره «جنگ نرم»، هوشياري و هوشمندي در برابر شيوه ها و شگردهاي پيش رو ضرورتي اجتناب ناپذير است. از جمله تاكتيك هاي امروز دشمنان در عرصه ناتوي فرهنگي كه از توطئه بزرگ آنها حكايت دارد مقوله ترويج مواد مخدر در ايران است. هوشمندي در برابر اين توطئه كه شواهد و قرائن بي شماري بر آن دلالت دارد مي طلبد تا راهكارهاي جدي براي مقابله با اين دسيسه طراحي و تعبيه شود چرا كه عقبه اين مسئله به فتنه گري هاي آمريكا و متحدانش برمي گردد كه در شرايط كنوني شتاب گرفته است.
1- مسئله اصلي اين است كه چرا پس از 8 سال حضور اشغالگران آمريكايي در افغانستان- از سال 2001- اكنون توليد موادمخدر همچنان در حال افزايش است و قيمت آن كماكان كاهش مي يابد؟ آيا اين افزايش توليد و كاهش قيمت چيزي جز آن است كه اين ماده افيوني و خانمان سوز به راحتي در دسترس جوان ايراني قرار بگيرد؟
البته هفته گذشته يك عضو برجسته فراكسيون حزب الله لبنان نيز از برنامه ريزي آمريكا براي ترويج موادمخدر در اين كشور پرده برداشت و تصريح كرد، واشنگتن بصورت برنامه ريزي شده به گسترش موادمخدر در ميان جوانان لبناني اقدام مي كند.
2- اين مسئله وقتي جدي تر و حساس تر مي شود كه هفته پيش حامد كرزاي رئيس جمهور افغانستان در اجلاس سالانه روزجهاني مبارزه با موادمخدر (26ژوئن) رسماً فاش كرد كه اشغالگران سالانه از توليد موادمخدر 60 تا 100 ميليارد دلار كسب درآمد مي كنند و افغان ها قربانيان اين تجارت مافيايي هستند.
اكنون در شرايطي كه توليد موادمخدر در كشور افغانستان طي 8 سال گذشته دهها برابر افزايش يافته و از سويي سود كلاني نيز نصيب اشغالگران آمريكايي مي كند و آنها در نهايت آن را به عنوان اهرمي بر ضد جمهوري اسلامي و حزب الله و جريان مقاومت به كار مي بندند براي شيوه مقابله با اين توطئه و دسيسه چه راهكارهايي اتخاذ شده است؟
3- در امر مبارزه با موادمخدر تلاش هاي ارزنده و ارزشمندي از سوي نيروي انتظامي انجام شده است به طوري كه نيروي انتظامي در كشف موادمخدر و مبارزه با اين پديده شوم كارنامه درخشان و تحسين برانگيزي دارد كه آمارها بهترين گواه و شاهد آن هستند. به عنوان نمونه- و تنها نمونه- طي سه ماه گذشته به گفته رئيس پليس مبارزه با موادمخدر نيروي انتظامي، 108 تن انواع موادمخدر در كشور كشف شده و 2 هزار و 178 باند توزيع موادمخدر متلاشي گشته است و در اين مدت بيش از 52هزار نفر از توزيع كنندگان، خرده فروشان و سوداگران مرگ توسط پليس دستگير و براي سير مراحل قانوني تحويل مراجع قضايي شده اند.
قوه قضائيه هم در راستاي مبارزه با موادمخدر عزم خود را جزم نموده است به طوري كه رئيس دستگاه قضا اخيراً تاكيد كرد، كوچك ترين ترديدي در مجازات مجرمان موادمخدر نخواهيم كرد.
از سوي ديگر؛ ستاد مبارزه با موادمخدر نيز براساس برنامه ها و سياست هاي تدوين شده اقدامات مطلوبي را در كارنامه خود به ثبت رسانده است.
مجموعه اين اقدامات و تلاش هاي گسترده و شبانه روزي نهادهاي مختلف در كشورمان باعث شده است تا سازمان ملل متحد در اوايل ماه جاري طي گزارشي رسمي اعلام نمايد كه جمهوري اسلامي ايران در صدر كشورهاي جهان در زمينه كشف موادمخدر و مبارزه با اين پديده شوم قرار دارد.
اما اين پرسش مطرح است كه علي رغم پيشتازي ايران در كشف و مبارزه با موادمخدر و مجموعه تلاش هاي نيروي انتظامي، قوه قضائيه و ستاد مبارزه با موادمخدر در داخل كشورمان؛ آيا توطئه آمريكا و چند كشور همدست او در اين زمينه به طور كامل عقيم و ابتر گشته است؟
4- اين نكته را بايد نصب العين نمود كه دشمني نظام سلطه به سركردگي آمريكا با نظام جمهوري اسلامي پاياني ندارد چرا كه ماهيت باج خواهانه، افزون خواهي و غارتگري و چپاولگري آنها تغيير نخواهد يافت و در ديگرسوي، ماهيت عدالت طلبانه و ظلم ستيز ايران اسلامي كه همچون خار در چشم و استخوان در گلوي مستكبرين و زياده خواهان است تغيير نمي يابد و از همين روي دشمنان و معاندان نظام جمهوري اسلامي سعي خواهند كرد ماهيت اسلامي و عدالتخواهانه ايران را كه امروز منادي بيداري اسلامي در سطح منطقه و بين المللي است مسخ نمايند.
در اين كارزار پرخطر از هيچ حربه و اهرمي چشم پوشي نخواهند كرد و از جمله آنها مواد مخدر صنعتي است كه از طريق لابراتوارهايي كه در خارج از مرزهاي ايران راه اندازي كرده اند به جنگ باورها و عقايد جوانان ايراني خواهند آمد.
از همين رهگذر است كه بايد دريافت مجموعه اقدامات و تلاش هاي صورت گرفته در امر مبارزه با مواد مخدر هرچند مطلوب بوده و شرط لازم است اما شرط كافي نيست. بايد نگاه به مقوله مبارزه با مواد مخدر از سطح برخورد انتظامي يا قضايي به نگاه «امنيت ملي» متحول شود كه البته تاكيد مسئولان انتظامي و قضايي نيز بر اين نكته متمركز شده است.
بنابراين با توجه به پشت پرده مسئله مواد مخدر كه سردمداران اصلي توليد، توزيع و ترويج آن آمريكايي ها و صهيونيست ها هستند بايد ستاد مبارزه با مواد مخدر بيش از گذشته به فعاليت هاي خود در اين زمينه عمق ببخشد و حتي دستگاه ديپلماسي كشور در اين مسئله ورود نمايد و با رايزني هاي خود در سطح منطقه و فرامنطقه اي توطئه آمريكايي ها و ناتو را برملا نمايد چرا كه با توجه به موارد ياد شده، اقدامات تك بعدي و تصميمات سطحي و جزيره اي در مبارزه با مواد مخدر به عنوان اهرم جنگ نرم كافي به نظر نمي رسد.
ستاد مبارزه با مواد مخدر بايد عزمي ملي درخصوص مبارزه با مواد مخدر ايجاد نمايد و دستگاه ها و نهادهاي مرتبط را بيش از گذشته با هم هماهنگ نمايد تا مجموعه اقدامات آنها در قالب يد واحده اي، خروجي موثر و كارگشايي در امر مبارزه با مواد مخدر داشته باشد و تنها در اين صورت است كه فتنه مواد مخدر كه با مديريت جريان استكبار «بي تفاوتي» و «بي هويتي» جوانان ايراني را برآورد كرده است ابتر خواهد ماند.

* جمهوري اسلامي

روزنامه جمهوري اسلامي در سرمقاله امروز خود با عنوان "فأين تذهبون؟ " آورده است: "اكنون كه رهبر بزرگ و زعيم عاليقدر، امام خميني بنابه حق شرعي و قانوني خويش در ا ين موقعيت حساس و تعيين كننده و تاريخي، جناب آقاي مهندس بازرگان را بدون در نظر گرفتن وابستگي حزبي به رياست دولت موقت انقلابي، شرعي و قانوني، برگزيده اند، ما اين انتصاب انقلابي و تاريخ ساز را به ملت شريف و فداكار ايران تبريك مي‌گوييم و از آن جا كه به فرمان آيه شريفه "اطيعواالله و اطيعواالرسول و اولي الامر منكم " اطاعت از اين امر را وظيفه شرعي و عقيدتي خود به شمار مي‌آوريم و از آن جا كه برطبق اصول والاي اسلام و به خصوص مذهب شيعه كه مرجعيت عالي آن به عنوان نيابت از امام، حق عزل و نصب دارد وظيفه خود مي‌دانيم كه به برادر ارجمند آقاي مهندس بازرگان اطمينان دهيم كه هرچه بيشتر در جهت رسالت مكتبي و تشكيلاتي كه نهضت آزادي ايران بردوش دارد بر تلاش‌هاي خود بيافزاييم تا ايشان با فراغ خاطر و بدون نگراني به ماموريت خطيري كه برعهده دارند بپردازند ".
تصور نكنيد كه اين بيانيه را يك نهاد انقلابي از حوزه علميه قم صادر كرده يا مربوط به يك انجمن اسلامي معتقد به ذوب شدن در ولايت فقيه است. خير، اين بيانيه، همانگونه كه از آخرين فراز آن مشخص است، توسط گروه "نهضت آزادي ايران " در 15 بهمن 1357 به مناسبت انتصاب مهندس مهدي بازرگان به نخست وزيري دولت موقت صادر شده و از اسناد مهم تاريخ انقلاب اسلامي ايران محسوب مي‌گردد.
اين بيانيه را به اين دليل اكنون در صدر اين مقاله آورده‌ايم كه اشاره‌اي داشته باشيم به سياست يك بام و دو هواي گروه "نهضت آزادي ايران " كه اين روزها بعضي از سران آن، لابد با استفاده از شرايط پيش آمده، اعتقاد به ولايت فقيه را مذمت مي‌كنند و اين اصل قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران را با سلطنت مقايسه مي‌نمايند و شرح كشافي در اين زمينه و اين مقوله براي انتشار به سايت‌هاي خارج از كشور مي‌دهند و متوليان آن سايت‌ها هم براساس ماهيت ضد انقلابي خود آنرا بدون كم و كاست و بدون حاشيه و نقد منتشر مي‌كنند.
انقلاب و نظام جمهوري اسلامي در طول قريب 32 سال عمر خود، با اين قبيل تعرض‌ها بسيار مواجه شده لكن نكته قابل توجه اينست كه چنين مطالبي توسط كساني ابراز مي‌شود كه خود در زمره اولين گروه‌هائي بودند كه ولايت فقيه را "حق شرعي و قانوني " دانسته، استفاده امام خميني از اين حق را براي انتصاب مهندس بازرگان يك اقدام "انقلابي و تاريخساز " ناميدند، اطاعت از ولي فقيه را عمل به آيه شريفه "اطيعواالله و اطيعوا الرسول و اولي الامر منكم " تلقي نموده، مرجعيت عالي شيعه (مشخصاً - امام خميني) را نايب امام زمان حق عزل و نصب دارد معرفي كردند و تصريح نمودند كه طبق اصول والاي اسلام به خصوص مذهب شيعه اطاعت از امر چنين مرجعي را "وظيفه شرعي و عقيدتي خود به شمار مي‌آوريم ".
براي توجيه اين دوگانگي آشكار فقط يك راه وجود دارد و آن اينست كه اين گروه آن زمان كه قرار بود از ولايت فقيه براي در اختيار گرفتن حكومت و قدرت بهره‌مند شود، آنرا قبول داشت و در عالي‌ترين سطح يعني ولايت مطلقه منطبق برنيابت امام زمان عليه السلام كه حق عزل و نصب قانوني و شرعي دارد و اطاعت از او واجب است آنرا مطرح و اعلام مي‌كرد و اكنون كه در قدرت نيست، چنين مصلحت ميداند كه آنرا از ريشه منكر شود و حتي با سلطنت مقايسه‌اش كند و كشور را از رهگذر آن در معرض خطر بداند!
اين سياست يك بام و دو هوا هنگامي شگفت انگيزتر مي‌شود كه توجه نمائيم بيانيه "نهضت آزادي " كه امام خميني را نايب امام زمان و داراي حق عزل و نصب و واجب الاطاعه دانسته و اين حق را علاوه بر شرعي بودن "قانوني " هم معرفي كرده، مربوط است به زماني كه هنوز قانون اساسي نظام جمهوري اسلامي تدوين نشده بود و اصولاً نظام جمهوري اسلامي مستقر نگرديده بود و حتي هنوز رژيم شاهنشاهي ملغي اعلام نشده بود، يعني 15 بهمن 1357، يك هفته قبل از سقوط رژيم شاهنشاهي! حال همين گروه، حاضر نيست قانون اساسي نظام جمهوري اسلامي، كه مردم به آن رأي داده‌اند و اصل نظام و قانون اساسي آن جداگانه به نظرخواهي مردم گذاشته شده و طبق همه‌ي قوانين بين‌المللي كاملاً رسمي و قانوني است، را به رسميت بشناسند و خود را به لوازم آن ملتزم بدانند.
آنچه مي‌تواند اين پيروان "سياست يك بام دو هوا " را به اين موضعگيري خلاف قانون و خلاف واقع كشانده باشد، قاعدتاً اينست كه جمع بندي آنها از حوادث يكسال اخير و بروز اختلاف بر سر مسائل انتخابات رياست جمهوري دهم چيزي شبيه جمع بندي اوباما و نتانياهو و ساير سران قدرت‌هاي استكباري است كه نظام جمهوري اسلامي را در سراشيبي سقوط تصور مي‌كنند و زمينه را درحال مهيا شدن براي بازگشت خود به قدرت مي‌بينند. عيبي ندارد، از قديم گفته‌اند "آرزو بر جوانان عيب نيست " ولي شما اكنون پير شده‌ايد و آنهمه تجربه سه دهه گذشته را در بايگاني ذهن خود داريد و بارها ديده ايد كه امتحان‌هاي دشواري براي نظام جمهوري اسلامي و اين ملت و اين مسئولان پيش آمد و در همه‌ي نشيب و فرازها قدرت ولايت فقيه بود كه توانست مردم را به صحنه بياورد و توطئه‌ها را خنثي نمايد و نظام جمهوري اسلامي با قوت و قدرت بيشتر به راه خود ادامه دهد. با مشاهده همه‌ي اين واقعيت‌هاي روشن، آيا حق نداريم از فرزند آقاي بازرگان و فرزندان تشكيلاتي آقاي بازرگان بپرسيم چرا حاضر نيستند از اينهمه وسيله‌ي عبرت كه در طول 32 سال گذشته ديده ايد عبرت بگيريد و اين واقعيت را درك نمائيد كه نظام جمهوري اسلامي اكنون نه تنها در موقعيت تزلزل و سقوط قرار ندارد بلكه قدرتمندتر از هر زمان ديگري در استقرار و استحكام كامل بسر مي‌برد و اين شما هستيد كه بايد در نوع نگاه خود به مسائل و ارزيابي خود از شرايط تجديدنظر نمائيد؟
يادمان نرفته است كه در وقايع 18 تير سال 1387 دولتمردان آمريكائي و انگليس و اسرائيلي و حتي بعضي مسئولان آن زمان تركيه با شادماني اعلام كردند كه كار نظام جمهوري اسلامي تمام است و اين نظام درحال سقوط مي‌باشد، اما مردم با يك دعوت دو سطري، فقط دو سطري، رهبري به صحنه آمدند و دريائي مواج از انسانها تمام شهرها را فرا گرفت و طومار آن توطئه شوم درهم پيچيده شد. لااقل با ديدن آن صحنه كه جلوي چشمان شما رخ داد، حق اين بود كه دل به تحليل‌هاي دشمنان اين ملت خوش نكنيد و تحليل‌هاي آبكي سيا و موساد و انتليجنت سرويس درباره سقوط نظام جمهوري اسلامي شما را فريب ندهد.
از عجايب اينكه يكي از كهنسال‌ترين افراد همين گروه در مصاحبه‌اي كه هفته گذشته همين سايت از او منتشر كرده مطالب خلاف واقع زيادي گفته كه همه‌ي آنها با اسناد و مدارك موجود در تضاد آشكارند. او درباره فاجعه هفتم تير، شخص شهيد مظلوم آيت‌الله بهشتي و سازمان تروريستي منافقين اقدام به تحريف واقعيت‌ها كرده و از جمله گفته است در سالهاي 58 و 59 و 60 مجاهدين (منافقين) توسط طرفداران حزب جمهوري اسلامي ترور ميشدند و همين امر يكي از دلايل بروز انفجار هفتم تير است! درحالي كه همه ميدانند ماجرا كاملاً برعكس است و اين منافقين بودند كه مردم را ترور مي‌كردند و سر سفره افطار در ماه مبارك رمضان اعضاي خانواده را سر مي‌بريدند و در 30 خرداد 60 با كارد موكت بري در خيابان‌هاي تهران به جان مردم متدين طرفدار امام و انقلاب افتادند و آنها را به خاك و خون كشيدند.
همين شخص گفته است انفجار دفتر حزب جمهوري اسلامي كار مجاهدين خلق (منافقين) نبوده و محمدرضا كلاهي (عامل انفجار) تعليم ديده سازمان سيا بود كه در آلمان به آقاي بهشتي نزديك شده و مورد اعتماد ايشان بود! اينهم از همان دروغ‌هاي شاخدار است و اصولاً شهيد بهشتي چنين شخصي را نمي‌شناخت و معلوم نيست اين مطالب خلاف واقع را مصاحبه شونده از كجا آورده است درحالي كه منافقين اين جنايت را برعهده گرفتند و كلاهي عامل آنها بود.
عجيب‌تر اينكه اين شخص در مصاحبه خود به شهيد بهشتي نسبت ميدهد كه ايشان با اصل ولايت فقيه مخالف بودند و براي اثبات اين ادعاي خود داستان سرائي هم مي‌كند، درحالي كه شهيد بهشتي به شهادت آثاري كه از ايشان برجاي مانده و به شهادت مشروح مذاكرات مجلس خبرگان قانون اساسي از جدي‌ترين طرفداران ولايت فقيه بود. اين مطالب، بارها در مقالات تحقيقي كه درباره افكار شهيد بهشتي منتشر شده با ذكر دقيق منابع آمده و قابل دسترسي همگان است.
هر چند اين مقوله نيازمند توضيح و تبيين بيشتر است تا جوانان امروز كه ممكن است از وقايع تاريخي سالهاي صدر انقلاب بي خبر باشند در جريان واقعيت‌ها قرار بگيرند و تاريخ نيز از آفت تحريف مصون بماند، لكن مجال اين مقاله بيش از اين نيست و كار توضيحي را به تاريخ نگاران و اهل تحقيق ميسپاريم. در اينجا بر اين نكته تأسف بار نيز تأكيد مي‌نمائيم كه انتظار از انسان‌هائي كه خود روزي از رهگذر بركات نظام جمهوري اسلامي و فداكاري‌هاي مردم در مسند قدرت و مسئوليت بودند اينست كه حب و بغض‌ها آنها را به انكار واقعيت‌هاي تاريخي و ناديده گرفتن خدمات بي نظير امام كه با نجات دادن ملت ا يران از رژيم منحط ستم شاهي و ايجاد نظام جمهوري اسلامي بزرگترين خدمت را به اين ملت كرده‌اند و باعث تجديد حيات اسلام شده‌اند و به ملت‌هاي تحت ستم آموختند كه چگونه حق خود را از ستمگران بگيرند و در مقابل استبداد داخلي و استعمار خارجي بايستند، نكشاند. اين كار بزرگ را نه مقتداي ملي گراها و نه هيچكس ديگر نتوانست انجام دهد. آنچه آن بازمانده نسل اول گروه نهضت آزادي نوشته و آن سايت مستقر در انگليس منتشر ساخته، چيزي است كه رژيم صهيونيستي اگر ميلياردها دلار خرج مي‌كرد نمي‌توانست از قلم و زبان يك ايراني در انكار خدمات امام خميني منتشر كند. به متوليان آن سايت مستقر در پايگاه استعمار پير نيز اين هشدار را لازم ميدانيم بدهيم كه با شيوه‌اي كه شما در پيش گرفته ايد درباره اينكه به راهي قدم گذاشته ايد كه راه صهيونيسم اسم ترديدي به خود راه ندهيد. درست به همين دليل است كه شما و كساني كه مقالات و مصاحبه هايشان را در انكار واقعيت‌هاي تاريخي و خدمات امام و مباني بنيانگذار نظام جمهوري اسلامي منتشر مي‌كنيد بايد خود را مخاطبان امروز "فأين تذهبون؟ " بدانيد.

* مردمسالاري

روزنامه مردمسالاري در سرمقاله روز خود با عنوان "جوانان و اشتغال "به قلم ميرزابابا مطهري نژاد آورده است: جوانان، اشتغال، اوقات فراغت، ازدواج، تبادل فرهنگي محيط و جوان و تعريف رابطه فرهنگ اعتقادي ، فرهنگ انقلابي و فرهنگ علمي و تكنيكي و رابطه اشتغال ، اقتصاد و خدمات و فلسفه اين رابطه ها از جمله مسائل مهم جامعه امروز ماست كه بايد تعاريف و روش هاي تعريف شده اي براي آنها داشته باشيم.مثلا در حوزه فرهنگ همانطور كه اگر فرد رابطه پيوند خود را با حوزه زيستي از دست بدهد،يعني از هوا استفاده نكند ، از غذا استفاده نكند، از پوشاك و اتومبيل و مبل و صندلي و يخچال و...استفاده نكند ،اين فرد از لحاظ مادي مرده محسوب مي شود. اگر فرد پيوند خود را با حوزه فرهنگ از دست بدهد و در برابر مسائل فرهنگي جامعه خود كنش و واكنش نداشته باشد، وجود و عدم وجود كتاب، مسجد، فيلم و تاتر و موسيقي،دعا و زيارتگاه و محفل اخلاقي و... برايش نا مفهوم باشد، اين فرد از لحاظ فرهنگي مرده است و اگر كنش و واكنش داشته باشد، بر حسب اين كه نوع اين كنش و واكنش چگونه باشد، جهت گيري فرهنگي او مشخص مي شود ولي خود اين كنش و واكنش نشان دهنده زنده بودن فرهنگي است.
اگر اين رابطه فقط كنشي باشد بين انسان يا جامعه و واكنشي در كار نباشد اين فرهنگ مادي است ، ولي اگر بين انسان و جامعه و مسائل فرهنگي رابطه متقابل كنشي و واكنشي باشد و هم انسان بر فرهنگ و جامعه تاثير بگذارد و هم جامعه و فرهنگ بر انسان موثر افتد و رابطه چند سويه شكل گرد، فرهنگ معنوي ساخته مي شود. در چنين شرايطي جامعه بستر تبادل پيدا مي كند و اگر فرد سخني گفت يا رفتاري و كرداري از خود بروز داد، واكنش آنرا از افراد ديگر و جامعه دريافت مي كند و بر اساس آن واكنش به تعديل يا تعميق يا تعليق رفتار و گفتار و كردار خود مي پردازد و همين طور اگر جامعه رفتار و گفتار و كرداري را در قالب سنت، اعتقاد يا الزام (اعم از قانوني يا اجتماعي) ايجاد كرد، با واكنش افراد و فرهنگ ها مواجه و نسبت به پايداري يا تعديل و تعليق آن اقدام مي كند. در چنين جامعه اي هيچكس متوقع نيست كه در برابر گفتار و رفتار و كردار خود واكنشي نداشته باشد. حرف اساسي در اين زمينه اين است كه فرهنگ ارتباط دو سويه كنش و واكنش در جامعه بايد جايگاه پيدا كند و همه در رويداد ها خود را سهيم و شريك بدانند و با ملاحظه آثار عمل خود به تصحيح و تكميل آنها بپردازند ، در اين صورت به سمت بلوغ اجتماعي، بلوغ سياسي و بلوغ فرهنگي پيش خواهيم رفت. در مورد اشتغال و اقتصاد و اوقات فراغت هم، چنين مسائلي وجود دارد .يكي از مسائل مهم و قابل تعمق در شرايط امروز جامعه ما ، مسئله جوانان و اشتغال آنها و چگونگي سپري شدن اوقات فراغت آنهاست،كه اولي اقتصادي و دومي فرهنگي است.رابطه كنش وواكنش بين اشتغال و اقتصاد و خدمات كه در دهه 70 تعريف شده بود و در حال تعميق بود، به هر علت ضربه خورد و در حال حاضر تعريف شده نيست.از يك طرف با افزايش تقاضا براي آموزش عالي مواجهيم و از سوي ديگر هيچ فكري براي تغيير سطوح اشتغال و تعالي كيفي آن نكرده ايم .مثلا اگر به اندازه كافي تحصيلكرده دانشگاهي در زمينه الكترونيك داريم، كه داريم، استفاده از نيروهاي تجربي در مشاغل تصدي گري الكترونيك مثل نصب و نگهداري و نوسازي وسائل گسترده الكترونيكي ،كه نتيجه آن كيفيت پائين خدمات و استهلاك بالا و بهره وري نازل است، چه معنايي دارد؟ چرا فارغ التحصيل الكترونيك دانشگاهي فقط به اشتغال دولتي چشم دوخته و بازار وسيع اشتغال اجتماعي، اقتصادي، فرهنگي و صنعتي فراروي خود را مورد توجه قرار نمي دهد؟ چون: اولا برايش تعريف نشده، ثانيا هويت شغلي متناسب با درجه تحصيلي اش در آن نمي يابد ، ثالثا حمايت نمي شود و ... قبل از پيروزي انقلاب اسلامي منابع كشور صرف امور زير بنايي و سرمايه گذاري براي ايجاد و توسعه اشتغال نمي شد و اكثر منابع كشور صرف كار هاي خاص مي شد يا به يارانه (سوبسيد) براي واردات مواد مصرفي اختصاص مي يافت ، در چنين شرايطي سيستم بروكراسي منفي براي ايجاد اشتغال كاذب مورد توجه سياستگذاران بود. عمده جوانان براي اشتغال متوجه سيستم هاي اداري و استخدامي دولتي بودند و اين رويه تبديل به يك فرهنگ شده بود و مسير مدرسه، دانشگاه و استخدام دولتي تنها بسته مشخص و تعريف شده و شناخته شده اشتغال براي گروه كثيري از مردم بود كه وارد بازار كار مي شدند. بعد از انقلاب اسلامي و بويژه بعد از جنگ تحميلي ، منابع كشور صرف امور زير بنايي و توسعه آنها شد و زير بناها نيز زمينه ساز اشتغالات تخصصي فراوان در ابعاد مختلف قرار گرفت و نيروهاي آماده ورود به بازار كار به خصوص اگر صاحب تخصص بودند به اين مسير هدايت و خود در انتخاب شغل فعال مي شدند. كارگاه ها، كارخانه ها، موسسات توليدي خدماتي وسيعي متناسب با اين بازار در حال شكل گيري بود و اين نوع اشتغالات مورد حمايت سياستگذاران قرار مي گرفت.به عنوان نمونه سياستگذاري شد كه در عينك سازيها و عينك فروشي ها وجود يك يا چند متخصص اپتيك الزامي است، فارغ التحصيلان اين رشته به راحتي جذب و محافظت مي شدند، چون شرط تداوم فعاليت وجود چنين نيرويي بود و وجود چنين نيرويي كيفيت كار را افزايش مي داد و افزايش كيفيت به جذب مشتري و در آمد بالاتر منتج مي شد، فارغ التحصيلان اپتيك اين مسير را يكي از مسيرهاي اشتغال خود مي شناختند.اين روند به هر علت در دوره جديد تخريب، به هر علت بنگاه هاي كوچك تضعيف و به تعطيلي كشانده شدند يا تعطيل شدند! بنگاه هاي اقتصادي و خدماتي بزرگ در اختيار گروه هاي خاص قرار گرفته است و اين بنگاه ها ظرفيت هاي اشتغال خود را به گروه هاي خاص بدون توجه به سياستگذاري هاي عمومي اختصاص مي دهند و اين مسئله دامنه بيكاري ها را وسيع و عوارض ناشي از آنرا در جامعه توسعه مي دهد.بايد به فكر اداره جامعه بود; تفكر اداره ذهنيت ها به جاي اداره جامعه، جز خسارت چيزي به دست نخواهد داد.

* جوان

روزنامه جوان در يادداشت امروز خود با عنوان "تاوان فاصله از اصول امام (ره) " به قلم حسن رشوند آورده است: ناگهاني بودن پيروزي انقلاب اسلامي آن هم دركشور بسيار مهمي همچون ايران، باعث ايجاد در هم ريختگي نظم و برنامه‌ريزي‌هاي استراتژيك و بلندمدت ابرقدرت‌ها شد. آنها هيچ يك پيش‌بيني چنين تحول عظيمي را نكرده و براي مقابله با آن برنامه مشخصي نداشتند. امريكا به عنوان مهم‌ترين كشور مؤثر در تحولات ايران زمان شاه، بزرگ‌ترين بازنده تحولات داخلي ايران بود. در نتيجه انقلاب، سلطه امريكا درايران پايان يافت و مجموعه روابط نظامي، اطلاعاتي و اقتصادي كه ايران را به امريكا پيوند مي‌داد از هم گسسته شد. به همين جهت امريكا براي اعاده نفوذ و حيثيت خود در ايران، متوسل به هر كاري شد و در اين مسير از هر نوع اقدامي عليه ايران كوتاهي نكرد.
شايد اين سخن يكي از اعضاي شوراي امنيت ملي امريكا كه گفته بود: «انقلاب ايران، واشنگتن را به وحشت انداخت؛ وحشت از اينكه موج انقلاب ايران سراسر خليج فارس را در بر بگيرد و به عربستان سعودي هم سرايت كند و ما براي بازداشتن ايران از اين مسير، به هر اقدامي دست خواهيم زد» نشان از رفتارهاي بسيار غيرانساني‌تري مي‌داد كه ايران اسلامي مي‌بايست پس از يك دهه از پيروزي خود آن را تجربه مي‌كرد. كشته شدن انسان‌هاي بي‌گناهي كه بيشترين گناه آنها، خواستن يك زندگي آرام در دنياي متلاطم و متوحش قدرت‌هايي بود كه براي رسيدن به اميال شيطاني خود، از آن سوي كره زمين آمده بودند تا قلب انسان‌هاي معصومي را نشانه گيرند. ترس آنها از اين بود كه اگر به اين انقلاب امكان داده شود تا در آرامش به سر برده و ميداني براي معرفي يك نظام اسلامي پيدا كند، جاذبه وكشش

کلمات کليدي :


 

خبرهای مرتبط:

 آقاتهرانی: حفظ نظام از نماز مهمتر است  [جمعه، 12 شهريور ماه ، 1389]
 بهبهانی: روزی بزرگتر از قدس نداریم  [جمعه، 12 شهريور ماه ، 1389]
 حضور هاشمی در راهپيمايی روز قدس  [جمعه، 12 شهريور ماه ، 1389]
 حضور رئيس مجلس و آيت الله مكارم در جمع راهپيمايان قمي  [جمعه، 12 شهريور ماه ، 1389]
 اعلام اسامی رتبه های اول تا سوم کنکور آزاد  [جمعه، 12 شهريور ماه ، 1389]
 مهمترين عناوين برخي از روزنامه هاي صبح امروز كشور  [شنبه، 12 تير ماه ، 1389]
 جوانترین و مسن ترين کنکوری امسال  [جمعه، 11 تير ماه ، 1389]
 تعمير موفقيت آميز جنگنده ميگ 29 در ايران  [جمعه، 11 تير ماه ، 1389]
 100 میلیون بشکه نفت در قم کشف شد  [جمعه، 11 تير ماه ، 1389]
 تاکید خطیب جمعه تهران برلزوم همدلی میان قوا  [جمعه، 11 تير ماه ، 1389]

 
نام شما: [ کاربر جدید ]

عنوان:
 
نظر:


:) ;) |) :- :( :0 :# *) ^) +)) :} |(( @: (:) :? :**

کد امنيتي : yep12gaf
تايپ کد امنيتي : [ بازگشت ]
تبلیغات   

انتخاب ها   

 گرفتن پرينت از اين مطلب گرفتن پرينت از اين مطلب


امتیاز دهی به مطلب    
امتیاز متوسط : 0
تعداد آراء: 0

لطفا رای مورد نظرتان را در مورد این مطلب ارائه نمائید :

عالی
خیلی خوب
خوب
متوسط
بد


صفحه اصلي |  جستجو |  مطالب سايت |  نقشه سايت |  تماس با ما
info[at]rajanews.ir
©2009 Raja News. All rights reserved.